علي بن حسين انصارى شيرازى
162
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
غير آن متوكن مىگردد و چندين شاخ از يك مكان مىرويد و برگ آن شبيه ببرگ مورد و انار و لطيف مىباشد و سبز نيمرنگ شليمر تحت عنوان مويزك و كشمش لولى لاتين آن را DELPHINIUM STAPHYSAGRIA يا STAPHYSAGRIA گويد فرانسه STAPHISAIGRE انگليسى LOUSWORT دبس بپارسى دوشاب خرمايى گويند بهترين وى بصرى بود كه آن را سيلان گويند و آن آتش نديده باشد و آنچه از رطب فارسى گيرند دوشاب خوانند و طبيعت آن گرم و تر باشد كلف زايل كند چون با قسط و نمك بدان مالند و طبع نرم دارد و غذا دهد ليكن خلطى غليظ و خونى عكر از وى متولد شود و مصلح وى بادام و خشخاش بود بعد از آن سكنجبين ساده و مغز كاهو خورند دبا قرع است و گفته شود دباب سيسنبر است و گفته شود دبوار ديودار و دبيدار گويند و گفته شود صاحب مخزن الادويه تحت عنوان دبيداريا مىنويسد : بكسر دال لغت نبطى است مشتق از فارسى و آن گياهى هندى است كه نوعى از بابونه است ثمر آن بىگل با اندك تلخى و حدت و چون داخل اطعمه كنند خوشطعم مىگرداند . دجاج بپارسى ماكيان را گويند و مرغ خانگى گويند و طبيعت وى معتدل بود در گرمى و دماغ را قوت دهد و عقل بيفزايد و دماغ وى چون با شراب بياشامند منع خونى كه از حجب دماغ روانه بود بكند و آواز صافى دارد و گزندگى جانوران پليد را نافع بود و چون بشكافند و همچنان گرم بر محل گزندگى جانوران نهند و زمان بدل كنند بغايت سودمند بود و منع سريان سم بكند و مرغ غذاى ناقهان بود و نشايد كه ادمان خوردن وى كنند خداوندان رياضت و كدو اولى آن بود كه بعد از تناول وى ميبختج بخورند و دماغ وى منى و دماغ بيفزايد و شريف گويد جوانمرغ فربه بپزند با مسكه چندانكه پخته شود و كسى را كه سرفه خشك بود بخورد زايل كند و اگر مرغ به خسكدانه فربه كنند و دوازده روز بعد از آن بكشند و پيه وى بيرون آورند و مجذوم در اعضا مالد بغايت سودمند بود و اگر كسى را كه ماليخولياى سوداوى داشته باشد طلا كنند نافع بود خاصله چون سه نوبت پياپى طلا كنند و چون مرق مرغ پيهدار بياشامند كسى كه لون وى زرد بود كه سبب آن معلوم نبود هفت روز هريك روز يك مرغ با نان جوارى بخورد لون وى به حال صحت بازآيد و ابن مؤلف گويد سرگين مرغ اگر دود كنند درد دندان را نافع بود و موافق كسى بود كه ادويه كشنده خورده باشد و اگر با سركه بياشامند خناق را سود دهد در مخزن الادويه آمده است كه : دجاج با كسر دال به فارسى مرغ خانگى و بهندى ككرى و مرغى و به عربى نر آن را ديك و به فارسى خروس و بهندى ككرومرغا نيز نامند مرغ را بفرانسه POULE و بانگليسى HEN جوجه را بفرانسه POULETTE و بانگليسى POLLET گويند دج روفس گويد فاضلترين مرغ برى بود و ابن مؤلف گويد به شيرازى آن را طخا خوانند و بعد از آن روسمانى پس حجل و دراج و طيهوح و فرخ الحمام و رشان و فواجت و طبيعت آن گرم و خشك است